فرهنگ آریانپور
دور شدن
#۹۸٬۵۹۴
mog
دور شدن، رفتن، عازم شدن، دزدانه رفتن
scat
(موسیقى جاز) آواز بى معنى، (بشوخى) گم شو، دور شو، گم شدن، دور شدن، مالیات، صداى پاره شدن چیزى، رگبار باران
recede
کنار کشیدن، عقب کشیدن، خوددارى کردن از، دور شدن، به عقب سرازیر شدن، پس رفتن
hop
رازک، (در جمع) میوه رازک رازک زدن به، رازک بار آوردن، (در جمع) آبجو، افیون، لى لى کردن، روى یک پا جستن، جست و خیز کوچک کردن، رقصیدن، پرواز دادن، لنگان لنگان راه رفتن، پلکیدن
roll
طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن
shrink
(past: shrank, shrunk ; past participle: shrunk) ـ چروک شدن، جمع شدن، کوچک شدن، عقب کشیدن، آب رفتن (پارچه)، شانه خالى کردن از