فرهنگ آریان‌پور

دور شدن

#۹۸٬۵۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

mog

دور شدن، رفتن، عازم شدن، دزدانه رفتن

۲

scat

(موسیقى جاز) آواز بى معنى، (بشوخى) گم شو، دور شو، گم شدن، دور شدن، مالیات، صداى پاره شدن چیزى، رگبار باران

۳

recede

کنار کشیدن، عقب کشیدن، خوددارى کردن از، دور شدن، به عقب سرازیر شدن، پس رفتن

۴

hop

رازک، (در جمع) میوه رازک رازک زدن به، رازک بار آوردن، (در جمع) آبجو، افیون، لى لى کردن، روى یک پا جستن، جست و خیز کوچک کردن، رقصیدن، پرواز دادن، لنگان لنگان راه رفتن، پلکیدن

۵

roll

طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن

۶

shrink

(past: shrank, shrunk ; past participle: shrunk) ـ چروک شدن، جمع شدن، کوچک شدن، عقب کشیدن، آب رفتن (پارچه)، شانه خالى کردن از