فرهنگ آریان‌پور

دور زننده

#۹۸٬۵۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

recurring

دور زننده، راجع، برگردنده

۲

wheeler

گردنده، چرخنده، دور زننده، چرخ دار

۳

roundabout

چرخ فلک سوارى، دورزنى درسخن، دور سر گرداندن مطلب، دور زننده