فرهنگ آریانپور
دور چیزی گشتن - به -
#۹۸٬۵۶۹
orb
جسم کروى، گوى، عالم، احاطه کردن، به دور چیزى گشتن، به دور مدار معینى گشتن، کروى شدن
circumambulate
دور چیزى گردیدن، به دور چیزى گشتن
#۹۸٬۵۶۹
جسم کروى، گوى، عالم، احاطه کردن، به دور چیزى گشتن، به دور مدار معینى گشتن، کروى شدن
دور چیزى گردیدن، به دور چیزى گشتن