واژههای فارسی←دور چیزی گردیدنفرهنگ آریانپوردور چیزی گردیدن#۹۸٬۵۶۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱circumambulateدور چیزى گردیدن، به دور چیزى گشتنواژههای نزدیک در الفبادوبهم زنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبیتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبین فیلم برداریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبینی و نامنظم بینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر