فرهنگ آریان‌پور

دور چیزی پیچیدن - به -

#۹۸٬۵۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

furl

پیچ، پیچیدگى، پیچیدن، پیچیدن و بالا زدن، جمع کردن، به دور چیزى پیچیدن، ورتابیدن

۲

enwind

به دور چیزى پیچیدن، احاطه کردن، محصور کردن