فرهنگ آریان‌پور

دور انداختن

#۹۸٬۵۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

discard

دور انداختن، ول کردن، دست کشیدن از، متروک ساختن

۲

throw off

دور انداختن، بیرون دادن، فرار کردن (از تعقیب کنندگان) deepsix

۳

throw away

دور انداختن، آشغال، چیز دور انداخته، چیز بى مصرف

۴

junk

جگن، نى، جنس اوراق و شکسته، آشغال، کهنه و کم ارزش، جنس بنجل، به دور انداختن، بنجل شمردن، قایق ته پهن چینى خودمانی‌

۵

scrap

قراضه، اوراق، دور انداختن، تکه، پاره، عکس یا قسمتى از کتاب یا روزنامه که بریده شده، ته مانده، ماشین آلات اوراق، آشغال، جنگ، نزاع، اوراق کردن

۶

rejcet

وازدن، نپذیرفتن، نپسندیدن، رد کردن، امتناع کردن از، دور انداختن، مازاد، مطرود، وازده، (در جمع) فضولات

۷

cast off

دور انداخته، کنار گذاشته، دور اندازى، مردود، دور انداختن

۸

chuck

گیره اى که مته را در ماشین نگه مى دارد، مرغک، عزیزم، جانم، (زبان عامیانه انگلیس) جوجه مرغ تکان، صدایى که براى راندن حیوان به کار مى رود

۹

reject

رد کردن، نپذیرفتن

۱۰

relegate

انداختن، موکول کردن، محول کردن، واگذار کردن، منتسب کردن