فرهنگ آریان‌پور

دور افتاده ترین

#۹۸٬۵۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

farthest

دورترین، اقصى نقطه، بعیدترین، دورترین نقطه

۲

furthest

دورترین، دورتر از همه، دردورترین نقطه