فرهنگ آریانپور
دور افتاده
#۹۸٬۵۲۱
recluse
دور افتاده، تنها، منزوى، گوشه نشین
outlying
دور افتاده، دور از مرکز
away
کنار، یکسو، به یک طرف، دور از، خارج، بیرون از، غایب، درسفر، بیدرنگ، پیوسته، به طور پیوسته، متصلا، مرتبا، از آنجا، از آن زمان، پس از آن، بعد، از آن روى، رفته، بیرون، دور افتاده، دور، فاصله دار، ناجور، متفاوت
faraway
خیلى دور، دور افتاده، پرت، پریشان
outland
زمین هاى خارج از محوطه ملک، دور افتاده
straggly
(به صورت نامرتب) پراکنده، آواره، متوارى، پرت، دور افتاده
unfrequented
بدون آمد و رفت، دور افتاده، تکرار نشدنى، غیر مکرر boondock farflung faroff
far off
پرت، دور از، خیلى دور، دوردست، دور افتاده
lone
تنها، تک، دلتنگ، مجرد، بیوه، یکه، مجزا و منفرد
outer
بیرونى واژه هاى شامل
lonely
تنها، بى کس، غریب، بى یار، متروک، بیغوله outoftheway
retired
کناره گیرى کردن، استراحتگاه، استراحت کردن، بازنشسته کردن یا شدن، پس رفتن