فرهنگ آریان‌پور

دور از مرکز

#۹۸٬۵۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

outskirt

دور از مرکز، حاشیه، مرز، حوالى، حومه

۲

outlying

دور افتاده، دور از مرکز