فرهنگ آریان‌پور

دور - خیلی -

#۹۸٬۴۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

faraway

خیلى دور، دور افتاده، پرت، پریشان

۲

far off

پرت، دور از، خیلى دور، دوردست، دور افتاده