فرهنگ آریان‌پور

دودل بودن

#۹۸٬۴۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

vacillate

دودل بودن، دل دل کردن، تردید داشتن، مردد بودن، نوسان کردن، جنبیدن، تلوتلو خوردن

۲

dither

لرزیدن، (در محاوره) دودل بودن، هیجان

۳

doubt

شک، تردید، شبهه، گمان، دودلى، نامعلومى، شک داشتن، تردید کردن

۴

hover

درحال توقف پر زدن، پلکیدن، شناور و آویزان بودن، در تردید بودن، منتظر شدن

۵

waver

متزلزل شدن، فتور پیدا کردن، دو دل بودن، تردید پیدا کردن، تبصره قانون، نوسان کردن

۶

scruple

اندک، ذره، واحد سنجش چیز جزیى، تردید، بیم، محظور اخلاقى، نهى اخلاقى، وسواس باک، تردید داشتن، دو دل بودن، وسواس داشتن shillyshally

۷

vibrate

ارتعاش داشتن، جنبیدن، نوسان کردن، لرزیدن، تکان خوردن

۸

question

سوال، پرسش، استفهام، مسئله، موضوع، پرسیدن، تحقیق کردن، تردید کردن در

۹

oscillate

نوسان کردن، تاب خوردن، از این سو به آن سو افتادن، مردد بودن