فرهنگ آریانپور
دودل بودن
#۹۸٬۴۱۸
vacillate
دودل بودن، دل دل کردن، تردید داشتن، مردد بودن، نوسان کردن، جنبیدن، تلوتلو خوردن
dither
لرزیدن، (در محاوره) دودل بودن، هیجان
doubt
شک، تردید، شبهه، گمان، دودلى، نامعلومى، شک داشتن، تردید کردن
hover
درحال توقف پر زدن، پلکیدن، شناور و آویزان بودن، در تردید بودن، منتظر شدن
waver
متزلزل شدن، فتور پیدا کردن، دو دل بودن، تردید پیدا کردن، تبصره قانون، نوسان کردن
scruple
اندک، ذره، واحد سنجش چیز جزیى، تردید، بیم، محظور اخلاقى، نهى اخلاقى، وسواس باک، تردید داشتن، دو دل بودن، وسواس داشتن shillyshally
vibrate
ارتعاش داشتن، جنبیدن، نوسان کردن، لرزیدن، تکان خوردن
question
سوال، پرسش، استفهام، مسئله، موضوع، پرسیدن، تحقیق کردن، تردید کردن در
oscillate
نوسان کردن، تاب خوردن، از این سو به آن سو افتادن، مردد بودن