واژههای فارسی←دود زده کردن سطح چیزیفرهنگ آریانپوردود زده کردن سطح چیزی#۹۸٬۳۶۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱scorchبه طور سطحى سوختن، تاول زدن، سوزاندن، بو دادن، سوختگى، تاولواژههای نزدیک در الفبادوبهم زنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبیتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبین فیلم برداریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبینی و نامنظم بینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر