فرهنگ آریان‌پور

دوختن

#۹۸٬۳۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

sew

(past: sewed ; past participle: sewn, sewed) ـ دوختن، دوزندگى کردن، خیاطى کردن

۲

steek

سوراخ کردن، دوختن، بستن، سجاف کردن

۳

suture

درز، بخیه، شکاف، چاک، دوختن

۴

escallop

(scallop =) ـ گوش ماهى، پختن، دوختن، لبه تزیینى به لباس

۵

sew up

درز گرفتن، دوختن

۶

darn

رفو کردن، رفو، لعنتى، فحش

۷

seam

درز، بخیه، شکاف، درز لباس، خط اتصال، درز گرفتن، درز دادن، به وسیله درزگیرى به هم متصل کردن، به هم پیوستن، رگه نازک معدن

۸

stitch

کوک، بخیه، بخیه جراحى، بخیه زدن