فرهنگ آریانپور
دوختن
#۹۸٬۳۱۸
sew
(past: sewed ; past participle: sewn, sewed) ـ دوختن، دوزندگى کردن، خیاطى کردن
steek
سوراخ کردن، دوختن، بستن، سجاف کردن
suture
درز، بخیه، شکاف، چاک، دوختن
escallop
(scallop =) ـ گوش ماهى، پختن، دوختن، لبه تزیینى به لباس
sew up
درز گرفتن، دوختن
darn
رفو کردن، رفو، لعنتى، فحش
seam
درز، بخیه، شکاف، درز لباس، خط اتصال، درز گرفتن، درز دادن، به وسیله درزگیرى به هم متصل کردن، به هم پیوستن، رگه نازک معدن
stitch
کوک، بخیه، بخیه جراحى، بخیه زدن