فرهنگ آریان‌پور

دوباره مرتب‌ کردن

#۹۸٬۱۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

reset

(past: reset ; past participle: reset) ـ بازنشاندن

۲

rearrange

باز آراستن، باز چیدن