واژههای فارسی←دوباره سوار کردنفرهنگ آریانپوردوباره سوار کردن#۹۸٬۱۰۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱remountدوباره بالا رفتن، برگشتن، دوباره سوار کردن۲reassembleباز همگذاردن، دوباره سوار کردنواژههای نزدیک در الفبادوبار بررسی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبار به اب انداختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبار تولید کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبار چاپ کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبار گفته شدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبار منعکس شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر