فرهنگ آریان‌پور

دوباره سوار کردن

#۹۸٬۱۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

remount

دوباره بالا رفتن، برگشتن، دوباره سوار کردن

۲

reassemble

باز همگذاردن، دوباره سوار کردن