فرهنگ آریان‌پور

دوباره تنظیم‌ کردن

#۹۸٬۰۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

reset

(past: reset ; past participle: reset) ـ بازنشاندن

۲

readjust

دوباره تعدیل