فرهنگ آریان‌پور

دوباره تشکیل دادن

#۹۸٬۰۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

reform

بهسازى، بازساخت، بهسازى کردن، ترمیم کردن، اصلاحات، تجدید سازمان