فرهنگ آریان‌پور

دوباره برقرار کردن

#۹۷٬۹۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

reinstate

دوباره گماشتن، دوباره برقرار کردن، از نو به مقام اولیه خود رساندن، تثبیت کردن

۲

renew

بازنو کردن، تجدید کردن، نو کردن، تکرار کردن