فرهنگ آریان‌پور

دوباره بر قرار کردن

#۹۷٬۹۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

redintegrate

تجدید شونده، دوباره مستقر شونده، دوباره درست کردن، دوباره بر قرار کردن، تجدید کردن، دوباره یکى شدن