فرهنگ آریان‌پور

دوباره‌ انجام دادن

#۹۷٬۹۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

redo

(past: redid ; past participle: redone) ـ دوباره انجام دادن، دوباره اتاق را تزیین کرد

۲

repeat

دوباره گفتن، تکرار کردن، دوباره انجام دادن، دوباره ساختن، تکرار، تجدید، باز گفتن، بازگو کردن، بازگو، باز انجام repeat rework

۳

duplicate

دونسخه اى، المثنى نوشتن یا برداشتن، دو نسخه کردن، المثنى، دو نسخه اى، تکرارى، تکثیر کردن