فرهنگ آریان‌پور

دوباره‌ اماده‌ کردن

#۹۷٬۹۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

rally

صف آرایى کردن، دوباره جمع آورى کردن، دوباره به کار انداختن، نیروى تازه دادن به، گرد آمدن، سرو صورت تازه گرفتن، پشتیبانى کردن، تقویت کردن، بالا بردن قیمت