واژههای فارسی←دوایی که به جای دوای دیگر تجویز شودفرهنگ آریانپوردوایی که به جای دوای دیگر تجویز شود#۹۷٬۹۳۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱succedaneumعوض، بدل، جانشین، (معنى مجازى) دوا، دوایى که به جاى دواى دیگر تجویز شودواژههای نزدیک در الفبادوای مریض راضی کنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوای مسکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوای مقعدیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوای ممدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوای نباتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدواییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر