فرهنگ آریان‌پور

دواندن - سر -

#۹۷٬۹۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

tantalize

امیدوار، و سپس محروم کردن، کسى را دست انداختن، سر دواندن، آزار دادن

۲

shuttlecock

گوى پردار مخصوص بازى بدمینتون، سر دواندن

۳

put off

سر دواندن، طفره، بهانه، عذر، تعویق، انصراف، تاخیر کردن، طفره رفتن، از سرباز کردن، به بعد موکول کردن