فرهنگ آریانپور
دواندن - سر -
#۹۷٬۹۰۴
tantalize
امیدوار، و سپس محروم کردن، کسى را دست انداختن، سر دواندن، آزار دادن
shuttlecock
گوى پردار مخصوص بازى بدمینتون، سر دواندن
put off
سر دواندن، طفره، بهانه، عذر، تعویق، انصراف، تاخیر کردن، طفره رفتن، از سرباز کردن، به بعد موکول کردن