فرهنگ آریانپور
دوام یافتن
#۹۷٬۹۰۰
run
(past: ran ; past participle: run) ـ راندن، رانش، دایر بودن، اداره کردن، دویدن، پیمودن، پخش شدن، جارى شدن، دوام یافتن، ادامه دادن، نشان دادن، ردیف، سلسله، ترتیب، محوطه، سفر و گردش، رد پا، حدود، مسیر، امتداد
perennate
(گیاه شناسى) با دوام بودن، دوام آوردن، دوام یافتن