فرهنگ آریان‌پور

دوام داشتن

#۹۷٬۸۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

last

بازپسین، پسین، آخر، آخرین، اخیر، نهانى، قطعى، دوام داشتن، دوام کردن، طول کشیدن، به درازا کشیدن، پایستن

۲

hang on

سماجت ورزیدن، ادامه دادن، دوام داشتن، ثابت قدم بودن

۳

wear

(past: wore ; past participle: worn) ـ فرسایش، فرسودن، پوشیدن، سائیدن، در بر کردن، بر سر گذاشتن، پا کردن (کفش و غیره)، عینک یا کراوات زدن، دوام کردن، پوشاک

۴

continue

ادامه دادن، دنبال کردن