فرهنگ آریانپور
دوار
#۹۷٬۸۴۹
circler
دوار، عضو محفل
winch
(در با فندگى) استوانه تارکشى نخ، (مکانیک) دستگیره چرخ جراثقال، (معنى مجازى) پیچ هر نوع ماشین یا دستگاهى که براى کشیدن به کار رود، هندل، با چرخ یا دستگیره کشیدن، دوار، گردان
giddy
گیج، بى فکر، دوار، مبتلا به دوار سر، متزلزل
rotary
گردنده، چرخنده، ماشین چرخنده، چرخشى، دوار
rotatory
چرخشى، دوار، گردشى
rotating
چرخیدن، دوران کردن، محورى، برمحور خود گردیدن