فرهنگ آریانپور
دوا
#۹۷٬۸۳۱
medicament
دوا، مداوا
drug
دارو، دوا زدن، دارو خوراندن، تخدیر کردن
physic
مسهل دادن، دوا دادن، شفا دادن، مسهل، پزشکى، فیزیک
medicine
دارو، دوا، پزشکى، طب، علم پزشکى
medication
تداوى، تجویز دوا، دارو
succedaneum
عوض، بدل، جانشین، (معنى مجازى) دوا، دوایى که به جاى دواى دیگر تجویز شود
cure
علاج، شفا، دارو، شفا دادن، بهبودى دادن
pharmaceutical
(pharmaceutic =) ـ دارویى، وابسته به داروسازى، دارو