فرهنگ آریان‌پور

دو نیم‌ کردن

#۹۷٬۸۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

bisect

دو بخش کردن، دو نیم کردن، دونیم، دونیم کردن، نیمساز کردن

۲

halve

دونیم کردن، دو نصف کردن

۳

cleave

(past: cleaved, clove, cleft ; past participle: cleaved, cloven, cleft) ـ شکافتن، جدا کردن، شکستن، ور آمدن، چسبیدن، پیوستن، تقسیم شدن، شکافتن سلول

۴

intersect

از وسط قطع کردن، تقسیم کردن، تقاطع کردن