فرهنگ آریانپور
دو نیم کردن
#۹۷٬۸۰۱
bisect
دو بخش کردن، دو نیم کردن، دونیم، دونیم کردن، نیمساز کردن
halve
دونیم کردن، دو نصف کردن
cleave
(past: cleaved, clove, cleft ; past participle: cleaved, cloven, cleft) ـ شکافتن، جدا کردن، شکستن، ور آمدن، چسبیدن، پیوستن، تقسیم شدن، شکافتن سلول
intersect
از وسط قطع کردن، تقسیم کردن، تقاطع کردن