فرهنگ آریان‌پور

دو لبه چیزی را به هم جور کردن

#۹۷٬۷۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

butts

شاخ زدن، ضربه زدن، پیش رفتن، پیشرفتگى داشتن، نزدیک یا متصل شدن، بشکه، ته، بیخ، کپل، ته درخت، ته قنداق تفنگ، هدف butt