فرهنگ آریان‌پور

دو دلی‌ کردن

#۹۷٬۵۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

demur

کمرویى کردن، ناز، (حقوق) تقاضاى درنگ یا مکث کردن، (معنى مجازى) درنگ کردن، مهلت خواستن، استثنا قائل شدن، تاخیر، تردید راى

۲

falter

گیر کردن، لکنت زبان پیدا کردن، با شبهه و تردید سخن گفتن، تزلزل یا لغزش پیدا کردن

۳

dispute

ستیزه، چون و چرا، مشاجره، نزاع، جدال کردن، مباحثه کردن، انکار کردن