فرهنگ آریان‌پور

دهنه

#۹۷٬۳۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

calibre

دهنه، قطرتویى، گلوله خور، میزان یا درجه اهمیت، گنجایش

۲

bit

ذره، رقم دودیى، خرده، تکه، پاره، ریزه، لقمه، تیغه رنده، لجام، دهنه، سرمته

۳

gap

شکاف، رخنه، درز، دهنه، جاى باز، وقفه، اختلاف زیاد، شکافدار کردن

۴

jet

جت، کهرباى سیاه، سنگ موسى، مهر سیاه، مرمرى، فوران، فواره، پرش آب، جریان سریع، دهنه، مانند فواره جارى کردن، بخارج پرتاب کردن، بیرون ریختن (با فشار)، پرتاب، پراندن، فواره زدن، دهانه

۵

line

خط، سطر، بند، ریسمان، رسن، طناب، سیم، جاده، دهنه، لجام خط کشیدن، خط انداختن در، خط دار کردن، آراستن، تراز کردن، آستر کردن، پوشاندن، ردیف، رشته line ـ (66)

۶

muzzle

پوزه، پوزه بند، دهان بند، دهنه، سرلوله هفت تیر یا تفنگ، پوزه بندزدن، مانع فعالیت شدن

۷

harness

افسار، دهنه، تارکش، اشیاء، تهیه کردن، افسار زدن، زین و برگ کردن، مهار کردن، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن