فرهنگ آریان‌پور

دهنده - رخ -

#۹۷٬۳۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

oft

بارها، بسیار رخ دهنده، کثیر الوقوع، غالبا

۲

incidental

فرعى، ضمنى، تابع، غیر مهم، اتفاقى، لازم، رخ دهنده، محتمل الوقوز