فرهنگ آریانپور
دهنده - تکان -
#۹۷٬۲۷۷
mover
پیشنهاد دهنده، پیشنهاد کننده، تکان دهنده، انگیزه
jolter
تکان دهنده، دست اندازدار
moving
جنبنده، متحرک، موثر، تکان دهنده
shaker
لرزاننده، تکان دهنده، ماشین تکان دهنده، آدم مزور و لاف زدن، آدم ولگرد و آواره
jarring
تکان دهنده، مخالف، مغایر، مصادف، تکان، مغایرت، تصادف، ستیزه
shocking
تکان، تکان دادن، ترساندن، صدمه، هول، هراس ناگهانى، لطمه، تصادم، تلاطم، ضربت سخت، تشنج سخت، توده، خرمن، توده کردن، خرمن کردن، تکان سخت خوردن، هول و هراس پیدا کردن، ضربت سخت زدن، دچار هراس سخت شدن، سراسیمه کردن shock
stirring
جنبش، حرکت، فعالیت، جم خوردن، تکان دادن، به جنبش درآوردن، حرکت دادن، به هم زدن، به جوش آوردن، تحریک کردن یا شدن
awakening
بیدار کردن، بیدار شدن
startling
تکان دهنده، موحش، شگفت انگیز
convulsive
شنج آور، متشنج، مختلج، (مجازى) تکان دهنده