دهش
#۹۷٬۱۴۵
donation
دهش، اهداء
give
(past: gave ; past participle: given) ـ واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائه دادن، بمعرض نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به، بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریه کردن
largess
بخشش، دهش، انعام، سخاوت، آزادگى، مساعدت، وسعت نظر، گشاده دستى، بخشیدگى
liberality
سخاوت، آزادگى، بخشایندگى، دهش
munificence
بخشش، بخشندگى، دهش، کرم، کرامت، بذل
tip
پول چاى، انعام، اطلاع محرمانه، ضربت آهسته، نوک گذاشتن، نوک دار کردن، کج کردن، سرازیر کردن، یک ور شدن، انعام دادن، محرمانه رساندن، نوک، سرقلم، راس، تیزى نوک چیزى
grant
اهداء، بخشش، عطا، امتیاز، اجازه واگذارى رسمى، کمک هزینه تحصیلى، دادن، بخشیدن، اعطا کردن، تصدیق کردن، مسلم گرفتن، موافقت کردن
charity
دستگیرى، صدقه، خیرات، نیکوکارى
handout
نوبت بازى، اعانه
offering
تقدیم داشتن، پیشکش کردن، عرضه، پیشنهاد کردن، پیشنهاد، تقدیم، پیشکش، ارائه
endowment
اعطا، موهبت
generosity
بخشش، سخاوت، خیر خواهى، گشاده دستى