فرهنگ آریان‌پور

دهان روان ساختن - اب -

#۹۷٬۰۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

slaver

کشتى حامل بردگان، برده فروش، تاجر برده، آب دهان، آب دهان روان ساختن، چاپلوسى کردن، گلیز مالیدن، بزاق از دهان ترشح کردن، آب افتادن دهان (از شوق)

۲

slobber

گل، لجن، آب دهان، بزاق، گلیز، گریه بچگانه، تلفظ کلمات با جارى ساختن آب دهان، آب دهان روان ساختن، بزاق زدن به، دهان را آب انداختن، داراى احساسات بچگانه مثل بچه بوسیدن یا گریستن