فرهنگ آریان‌پور

دهان پر

#۹۷٬۰۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

bite

(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش

۲

morsel

لقمه، تکه، یک لقمه غذا، مقدار کم، لقمه کردن به‌ اندازه‌ ی‌ یک‌