دهان
#۹۷٬۰۲۹
mouth
دهان، دهانه، مصب، مدخل، بیان، صحبت، گفتن، دهنه زدن (به)، در دهان گذاشتن (خوراک)، ادا و اصول در آوردن
gam
دندان، دندان گراز یا دندان کج، دهان، دسته شدن، گرد آمدن، بازدید کردن
gob
تکه، تخته، تخته کف، کلوخه، مقدار بزرگ و زیاد، یک دهن غذا، دهان، (آمریکایى) ملوان
jib
بادبان سه گوش جلو کشتى، لب زیرین، دهان، حرف، آرواره، نوسان کردن، واخوردن، پس زنى، وقفه
mug
آبخورى، لیوان، ساده لوح، دهان، دهن کجى، کتک زدن، عکس شخص محکوم
neb
نوک (مخصوصاً نوک لاک پشت و پرنده)، منقار، بینى، پوزه، دهان
puss
چرک، گربه، پیشى، دخترک، زن جوان، لب، دهان، چهره
throat
گلو، ناى، دهانه، (مجازى) صدا، دهان، از گلو ادا کردن
os
اسمیم - (Os)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 76 و جرم اتمى 190.23 گرم بر مول، عنصر فلزى سخت و آبى مایل به سفید
yap
(جانور شناسى) سگ زوزه کش، سگ بداصل، زوزه، صداى تند و تیز، حرف، سخن، زوزه کشیدن، عوعو کردن
jaws
فک، آرواره، گیره، دم گیره، وراجى، تنگنا، هرزه درایى کردن، پرچانگى کردن jaw خودمانی
chops
ریز ریز کردن، بریدن، جدا کردن، شکستن chop
kisser
بوسنده، ماچ کننده
orifice
روزنه، سوراخ