فرهنگ آریان‌پور

دهان

#۹۷٬۰۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

mouth

دهان، دهانه، مصب، مدخل، بیان، صحبت، گفتن، دهنه زدن (به)، در دهان گذاشتن (خوراک)، ادا و اصول در آوردن

۲

gam

دندان، دندان گراز یا دندان کج، دهان، دسته شدن، گرد آمدن، بازدید کردن

۳

gob

تکه، تخته، تخته کف، کلوخه، مقدار بزرگ و زیاد، یک دهن غذا، دهان، (آمریکایى) ملوان

۴

jib

بادبان سه گوش جلو کشتى، لب زیرین، دهان، حرف، آرواره، نوسان کردن، واخوردن، پس زنى، وقفه

۵

mug

آبخورى، لیوان، ساده لوح، دهان، دهن کجى، کتک زدن، عکس شخص محکوم

۶

neb

نوک (مخصوصاً نوک لاک پشت و پرنده)، منقار، بینى، پوزه، دهان

۷

puss

چرک، گربه، پیشى، دخترک، زن جوان، لب، دهان، چهره

۸

throat

گلو، ناى، دهانه، (مجازى) صدا، دهان، از گلو ادا کردن

۹

os

اسمیم - (Os)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 76 و جرم اتمى 190.23 گرم بر مول، عنصر فلزى سخت و آبى مایل به سفید

۱۰

yap

(جانور شناسى) سگ زوزه کش، سگ بداصل، زوزه، صداى تند و تیز، حرف، سخن، زوزه کشیدن، عوعو کردن

۱۱

jaws

فک، آرواره، گیره، دم گیره، وراجى، تنگنا، هرزه درایى کردن، پرچانگى کردن jaw خودمانی‌

۱۲

chops

ریز ریز کردن، بریدن، جدا کردن، شکستن chop

۱۳

kisser

بوسنده، ماچ کننده

۱۴

orifice

روزنه، سوراخ