فرهنگ آریان‌پور

دنده دار کردن

#۹۶٬۸۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

rib

دنده، تکه گوشت دنده دار، دنده دار کردن، گوشت دنده، هر چیز شبیه دنده، پشت بند زدن، مرز گذاشتن، نهر کندن، شیار دار کردن

۲

gear

دنده، چرخ دنده، مجموع چرخ هاى دنده دار، اسباب، لوازم، ادوات، افزار، آلات، جامه، پوشش، دنده دار (یا دندانه دار) کردن، آماده کار کردن، پوشانیدن