دندانه دار
#۹۶٬۸۱۳
toothy
دندانه دار، داراى دندان مضرس، (مجازى) حریص، دندان نما jaggy
serrated
دندانه دار
engrailed
دندانه دار، داراى کنگره هاى هلالى
denticulate
دندانه دار، مضرس، گنکره دار
dentigerous
دندانه دار، داراى ساختمان مضرس
denticulated
دندانه دار، مضرس، گنکره دار
jagged
دندانه، کنگره، نوک، برآمدگى تیز، بریدگى، خار، سیخونک، سیخک، دندانه دار کردن، کنگره دار کردن، چاک زدن، ناهموار بریدن
cirhose
(cirrate =) ـ مژه دار، تاژک دار، مضرس، دندانه دار
cirrate
(جانور شناسى) مضرس، داراى زائده و ضمیمه، دندانه دار
cirrose
(cirrate =) ـ مژه دار، تاژک دار، مضرس، دندانه دار
dentate
(جانور شناسى، گیاه شناسى) دندانه دندانه، مضرس (مثل برگ)، دندانه دار
laciniate
(laciniated =) ـ چاک دار، دندانه دار، شکافته، حاشیه دار
pectinate
(pectinated =) ـ شانه اى، شانه دار، دندانه دار
laciniated
(laciniate =) ـ چاک دار، دندانه دار، شکافته، حاشیه دار
pectinated
(pectinate =) ـ شانه اى، شانه دار، دندانه دار
ragged
کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بى مصرف شدن واژه هاى شامل rag