دندانه
#۹۶٬۸۰۲
cam
دندانه (در مسلسل)، تپه کوچک
cog
دندانه، دنده چرخ، دندانه دار کردن، حقه بازى، طاس گرفتن (در تخته نرد)
jag
دندانه، کنگره، نوک، برآمدگى تیز، بریدگى، خار، سیخونک، سیخک، دندانه دار کردن، کنگره دار کردن، چاک زدن، ناهموار بریدن
dent
دندانه، گودى، تو رفتگى، جاى ضربت، دندانه کردن، دندانى
denticle
دندانه، دندان کوچک، کنگره زیر قرنیس
serration
دندانه، تضریس
peg
میخ، میخ چوبى، چنگک، عذر، بهانه، میخ زدن، میخکوب کردن محکم کردن، زحمت کشیدن، کوشش کردن، درجه، دندانه، پا (pegged) دربالا پهن و در پایین نازک (شبیه میخ) ـ
leaf
برگ، ورق، لایه، صفحه، لنگه، ورقه، دندانه، برگى شکل، برگ دادن، جوانه زدن، ورق زدن
nick
شکستگى، شکاف، دندانه، موقع بحرانى، سر بزنگاه، دندانه دندانه کردن، شکستن
tine
شاخ فرعى، دندانه، نوک شاخه یاسیخ، چنگک خیش، از دست دادن، گم کردن، بافتن
tooth
(sing.tooth) ـ دندانها رنگرزی
indentation
کنگره دندانه، دندانه گذارى، دندانه، کنگره، تضریس
notch
شکاف، بریدگى، شکاف چوبخط، سوراخ کردن، شکاف ایجاد کردن، چوبخط زدن، فرو رفتگى
snick
جزء چیزى را بریدن، ضربت سریع زدن، گره زدن، چفت کردن، چفت، کشیدن، به حرکت آوردن سهم، قسمت
mordant
زننده، جگرسوز، گوشه دار، نیشدار، (رنگرزى) ماده ثابت کننده، ماده ثبات به کار بردن