فرهنگ آریان‌پور

دندانه

#۹۶٬۸۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

cam

دندانه (در مسلسل)، تپه کوچک

۲

cog

دندانه، دنده چرخ، دندانه دار کردن، حقه بازى، طاس گرفتن (در تخته نرد)

۳

jag

دندانه، کنگره، نوک، برآمدگى تیز، بریدگى، خار، سیخونک، سیخک، دندانه دار کردن، کنگره دار کردن، چاک زدن، ناهموار بریدن

۴

dent

دندانه، گودى، تو رفتگى، جاى ضربت، دندانه کردن، دندانى

۵

denticle

دندانه، دندان کوچک، کنگره زیر قرنیس

۶

serration

دندانه، تضریس

۷

peg

میخ، میخ چوبى، چنگک، عذر، بهانه، میخ زدن، میخکوب کردن محکم کردن، زحمت کشیدن، کوشش کردن، درجه، دندانه، پا (pegged) دربالا پهن و در پایین نازک (شبیه میخ) ـ

۸

leaf

برگ، ورق، لایه، صفحه، لنگه، ورقه، دندانه، برگى شکل، برگ دادن، جوانه زدن، ورق زدن

۹

nick

شکستگى، شکاف، دندانه، موقع بحرانى، سر بزنگاه، دندانه دندانه کردن، شکستن

۱۰

tine

شاخ فرعى، دندانه، نوک شاخه یاسیخ، چنگک خیش، از دست دادن، گم کردن، بافتن

۱۱

tooth

(sing.tooth) ـ دندانها رنگرزی‌

۱۲

indentation

کنگره دندانه، دندانه گذارى، دندانه، کنگره، تضریس

۱۳

notch

شکاف، بریدگى، شکاف چوبخط، سوراخ کردن، شکاف ایجاد کردن، چوبخط زدن، فرو رفتگى

۱۴

snick

جزء چیزى را بریدن، ضربت سریع زدن، گره زدن، چفت کردن، چفت، کشیدن، به حرکت آوردن سهم، قسمت

۱۵

mordant

زننده، جگرسوز، گوشه دار، نیشدار، (رنگرزى) ماده ثابت کننده، ماده ثبات به کار بردن