فرهنگ آریان‌پور

دندان قروچه

#۹۶٬۷۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

snarl

تله، کمند، گره، گرفتارى، گوریدگى، شوریدگى، بغرنجى، برجسته کردن، نمودار کردن، بغرنج کردن، دندان قروچه کردن، غرولند کردن، خشمگین ساختن، گره خوردن

۲

gnash

دندان قرچه کردن، دندان به هم فشردن (از خشم)، به هم فشردن، به هم سائیدن