فرهنگ آریانپور
دندان شکن
#۹۶٬۷۴۶
irrecusable
رد نکردنى، غیر قابل رد، دندان شکن
unanswerable
جواب ناپذیر، بیجواب، قاطع، دندان شکن، تکذیب ناپذیر
telling
(past: told ; past participle: told) ـ گفتن، بیان کردن، نقل کردن، فاش کردن، تشخیص دادن، فرق گذاردن، فهمیدن tell