فرهنگ آریان‌پور

دمل

#۹۶٬۵۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

blotch

دمل، لکه، خال، جوش چرک دار، کورک، داراى رنگ غیر واضح، رنگ محو

۲

wen

غده، دمل، (پزشکى) ورم روى پوست

۳

boil

کورک، دمل، جوش، التهاب، هیجان، تحریک، جوشاندن، به جوش آمدن، خشمگین شدن

۴

blain

کورک، دمل، زخم آماسدار، تاول، کورک درآوردن، تاول زدن

۵

abscess

ورم چرکى، ماده، دمل، آبسه، دنبل

۶

carbuncle

یاقوت آتشى، لعلى که تراش محدب داشته باشد، (پزشکى) کفگیرک، دمل بزرگ، رنگ نارنجى مایل به قرمز

۷

wheal

صدف حلزونى شکل، ورم جاى شلاق و غیره، (پزشکى) کهیر، محل سوختگى، معدن، کان