فرهنگ آریانپور
دمش
#۹۶٬۵۳۵
blow
(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدن
waft
روى هوایا آب شناور ساختن، وزش نسیم، به هوا راندن، به حرکت در آوردن
blast
وزش، سوز، باد، دم، جریان هوا یا بخار، صداى شیپور، بادزدگى، (معدن) انفجار، (علوم نظامى) صداى انفجار، صداى ترکیدن، ترکاندن، سوزاندن
distension
باد کردگى، انبساط، نفخ distention