فرهنگ آریان‌پور

دمش

#۹۶٬۵۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

blow

(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدن

۲

waft

روى هوایا آب شناور ساختن، وزش نسیم، به هوا راندن، به حرکت در آوردن

۳

blast

وزش، سوز، باد، دم، جریان هوا یا بخار، صداى شیپور، بادزدگى، (معدن) انفجار، (علوم نظامى) صداى انفجار، صداى ترکیدن، ترکاندن، سوزاندن

۴

distension

باد کردگى، انبساط، نفخ distention