واژههای فارسی←دم کردن چایفرهنگ آریانپوردم کردن چای#۹۶٬۳۸۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱brewبه وسیله جوشاندن و تخمیر آبجو ساختن، دم کردن، سرشتن، آمیختن، اختلاطواژههای نزدیک در الفبادم فرو کشیدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدم فروبندیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدم فشاریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدم قرینه - دارای -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدم قیچیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدم قیچی رد کردن - از -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر