فرهنگ آریان‌پور

دم به دم

#۹۶٬۳۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

frequent

تکرار شونده، زود زود، مکرر، رفت و آمد زیاد کردن در، تکرار کردن frequently

۲

momentarily

دم بدم، آن به آن، لحظه لحظه، یک لحظه، به طور آنى یا زودگذر momently