فرهنگ آریان‌پور

دم

#۹۶٬۳۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

tail

دم، دنباله، عقب، تعقیب کردن

۲

breath

دم، نفس، نسیم، (مجازى) نیرو، جان، رایحه

۳

instant

دم، آن، لحظه، ماه کنونى، مثال، فوراً

۴

fire damp

دم، گاز

۵

at

به سوى، به طرف، به، در، پهلوى، نزدیک، دم، بنابر، در نتیجه، بر حسب، از قرار، بقرار، سرتاسر، مشغول

۶

jiffy

(jiff =) ـ یک آن، یک لحظه، یک دم گیاه‌ شناسی‌

۷

stalk

خرامیدن، قدم زدن و حرکت کردن با احتیاط، راه رفتن (ارواح وشیاطین)، کمین کردن، ساق، ساقه، پایه، چیزى شبیه ساقه stalk آهنگری‌

۸

blast

وزش، سوز، باد، دم، جریان هوا یا بخار، صداى شیپور، بادزدگى، (معدن) انفجار، (علوم نظامى) صداى انفجار، صداى ترکیدن، ترکاندن، سوزاندن

۹

train

قطار، دنباله، دم، آزار، رشته، سلسله، متلزمین، نظم، ترتیب، سلسله وقایع توالى، حیله جنگى، حیله، تله، فریب اغفال، تربیت کردن، پروردن، ورزیدن، فرهیختن، ورزش کردن، نشانه رفتن واژه هاى شامل

۱۰

flatus

باد شکم، گاز شکم، نفخ، وزش، دم، نسیم

۱۱

minute

دقیقه، دم، آن، لحظه، پیش نویس، مسوده، یادداشت، (به صورت جمع) گزارش وقایع، خلاصه مذاکرات، خلاصه ساختن، صورت جلسه نوشتن، پیش نویس کردن بسیار خرد، ریز، جزیى، کوچک

۱۲

moment

لحظه، دم، آن، هنگام، زمان، اهمیت

۱۳

pygidium

(جانور شناسى) دم (dom)، ساختمان دم و کفل

۱۴

bellows

صداى شبیه نعره کردن (مثل گاو)، صداى گاو کردن، صداى غرش کردن (مثل آسمان غرش و صداى توپ)، غریو کردن