فرهنگ آریانپور
دلچسب
#۹۶٬۰۳۶
meet
(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى
hearty
قلبى، صمیمانه، دلچسب، مقوى
soft
نرم، لطیف، ملایم، مهربان، نازک، عسلى، نیم بند، سبک، شیرین، گوارا، (در مورد هوا) لطیف
jolly
سر کیف، خوشحال، بذله گو، خیلى jolly آشپزی
sweet
شیرین، خوش، مطبوع، نوشین
dainty
هر چیز ظریف و عالى، گوشت یا خوراک لذیذ، مطبوع
catchy
گیرنده، جاذب
delicate
ظریف، خوشمزه، لطیف، نازک بین، حساس
palatable
مطبوع به ذائقه، خوش طعم، لذیذ، دلپذیر
toothsome
لذیذ، مطبوع، باب دندان، خوشمزه، دندان مز
interesting
تنزیل، سود، بهره، علاقه، مصلحت، دلبستگى علاقمند کردن، ذینفع کردن، بر سر میل آوردن، جلب توجه کردن interest