فرهنگ آریانپور
دلالت کردن
#۹۵٬۹۴۱
predicate
مسند، خبر، مسندى، خبرى، خبر دادن، اطلاق کردن، به صورت مسند قرار دادن، مبتنى کردن، مستند کردن، گزاره، دلالت کردن
testify
گواهى دادن، شهادت دادن، تصدیق کردن
prefigure
از پیش نشان دادن، از پیش تصور کردن، قبلا اعلام کردن، قبلا نشان دادن