فرهنگ آریان‌پور

دلال

#۹۵٬۹۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fixer

دلال، کار چاق کن، دواى ثبوت عکاسى

۲

broker

دلال، سمسار، واسطه معاملات بازرگانى

۳

dealer

دلال، دهنده ورق، فروشنده، معاملات چى

۴

middleman

دلال، واسطه، نفر وسط صف، آدم میانه رو، معتدل

۵

monger

فروشنده، دلال، تاجر، بازرگان، فروختن

۶

chapman

تاجر، دلال، واسطه سیار

۷

mediator

میانجى، دلال

۸

go between

رابط، میانجى، واسطه، دلال، دلال محبت

۹

solicitor general

مشاور حقوقى دولت که در رتبه پایین تر از دادستان است، معاون دادستان، دلال

۱۰

factor

عامل، ضریب، عامل (عوامل)، حق العمل کار، نماینده، فاعل، سازنده، فاکتور، عامل مشترک factor gobetween